لغت نامه دهخدا
حماک. [ ح َ ] ( اِخ ) حصنی است به یمن. ( منتهی الارب ).
حماک. [ ح َ ] ( اِخ ) حصنی است به یمن. ( منتهی الارب ).
حصنی است به یمن
💡 کسی ار ز پرده به جز صدا نشنید و خواند تو را خدا فلقد أشار بما بدا و حماک عنه بمعزلی
💡 یا برید الحما حماک اللّه مرحبا مرحبا تعال تعال
💡 عمدوا حماک بکیدهم جهلا و قد حقروا جلالک
💡 ز هر سو بدانند و رویت نکو حماک الله ای دوست من کل سو