حلیمی

لغت نامه دهخدا

حلیمی. [ ح َ ] ( حامص ) حلم و بردباری: و این غایت حلیمی باشد. ( تاریخ بیهقی ).
حلیمی. [ ح َ ] ( ص نسبی ) منسوب به حلیم. || منسوب به حلیمة. ( الانساب ).

فرهنگ فارسی

منسوب به حلیم

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] حلیمی (ابهام زدایی). حلیمی ممکن است اشاره به اشخاص و شخصیت های ذیل باشد: • ابوعبدالله حسین بن حسن حلیمی، حَلیمی، حسین بن حسن، کنیه اش ابوعبداللّه، فقیه و محدّث و قاضی شافعی قرن چهارم و پنجم• لطف الله بن یوسف حلیمی، حلیمی، لطف اللّه بن یوسف، لغت شناس، فقیه، شاعر و طبیب ایرانی تبار عثمانی در اواخر سده نهم
...

جمله سازی با حلیمی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و گفته‌اند غضب غولی است که حلم را در مردم گم کند،و قدر مردم در حلیمی است.

💡 هم نکر سازید بر قارون ز کین در حلیمی این زمین پوشید کین

💡 تا حلیمی زمین شد جمله قهر برد قارون را و گنجش را به قعر

💡 از حلیمی گرچه مستعجل نباشد وقت خشم از کریمی در قبول معذرت مستعجل است

💡 به آن کبریا و شکوه و جلالت حلیمی و بی‌کبری و بردباری

ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز