حلوایی

فرهنگ عمید

۱. حلواپز، حلوافروش: تو خواهی آستین افشان و خواهی روی در هم کش / مگس جایی نخواهد رفتن از دکان حلوایی (سعدی۲: ۶۰۸ ).
۲. آغشته به حلوا.
۳. علاقه مند به حلوا: معده حلوایی بُوَد حلوا کشد / معده صفرایی بُوَد سِرکا کشد (مولوی۱: ۸۱۵ ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) حلوا پز حلوا فروش.

دانشنامه عمومی

حلوایی (خوسف). حلوایی روستایی در دهستان براکوه بخش جلگه ماژان شهرستان خوسف استان خراسان جنوبی ایران است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵ جمعیت این روستا ۱۵ نفر ( ۶خانوار ) بوده است.

جمله سازی با حلوایی

💡 چه حد وصل مرا، بین که چو من چند مگس جان شیرین به دکان چو تو حلوایی داد

💡 بشیرینی سخن ما را زبانت صید کرد آری تو صیاد مگس گیری و دام تست حلوایی

💡 همچنان کان پیر حلوایی همی گفتا به مرو هست ما را هم دعا و هم عصید و هم عصا

💡 تو پیش حلوایی جان شیرین و شیرین جان شوی زیرا من از حلوای جان چون نیشکر بالیده‌ام

💡 سبزی‌ها و میوه‌های سبز، زرد و نارنجی مانند هویج، کدو حلوایی، کلم بروکلی، اسفناج، گوجه فرنگی، انواع کلم مثل کلم بروکلی، طالبی، هلو و زردآلو و موز از منابعی هستند که بتاکاروتن دارند.

اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
رد دادن یعنی چه؟
رد دادن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز