لغت نامه دهخدا
حق پذیر. [ ح َ پ َ ]( نف مرکب ) قبول کننده حق. پذیرنده حق:
به یک ندم برهاند حق ار بود یکدم
زبان و سینه حق گوی و حق پذیر مرا.سوزنی.
حق پذیر. [ ح َ پ َ ]( نف مرکب ) قبول کننده حق. پذیرنده حق:
به یک ندم برهاند حق ار بود یکدم
زبان و سینه حق گوی و حق پذیر مرا.سوزنی.
قبول کننده حق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیک ندم بپذیرد حق ار بود یکدم زبان و سینه حق گول حق پذیر مرا