فرهنگستان زبان و ادب
حق رأی
{franchise , suffrage, elective franchise, political franchise} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] حق دادن رأی در انتخابات
حق رأی
{franchise , suffrage, elective franchise, political franchise} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] حق دادن رأی در انتخابات
حق رأی. حق رأی یا حقِ رأی دادنِ سیاسی یا حقِ رأی دادن، یعنی حقی که هر فرد برای رأی دادن دارد و این حق از راهِ یک فرایندِ دموکراتیک به دست آمده است. حقِ نامزد شدن ( کاندید شدن ) که گاهی صلاحیتِ کاندیدا نیز نامیده می شود در ترکیب با حقِ رأی دادن، حقِ رایِ کامل نامیده می شود. در جاهایی که حقِ رایِ جهانی پاس داشته می شود، این حقِ رای به وسیلهٔ نژاد، جنسیت، عقیده، دارایی یا موقعیت اجتماعیِ افراد محدود نمی شود.
حقِ رأی (franchise)
در علم سیاست، به صلاحیت، حق، یا امتیازاتی گفته می شود که افراد برای رأی دادن در انتخابات عمومی، به ویژه انتخابات نهاد قانونگذاری یا پارلمان، دارند. در انگلستان، شهروندان بالغ ۱۸ سال به بالا ـ مگر اشراف و بزرگزادگان، دیوانگان، و مجرمان کنونی ـ برای رأی دادن واجد صلاحیت شناخته می شوند. در امریکا، به موجب متمم ۲۶ قانون اساسی مصوب ۱۹۷۱، حداقل سن رأی دهندگان، از ۲۱ سال به ۱۸ سال کاهش یافت و قانون حقوق انتخاباتی مصوب ۱۹۶۵ قوانین محلی را که مشارکت کامل اقلیت ها را محدود می ساخت، از میان برداشت. در انگلستان، تا پیش از ۱۹۱۸، همۀ مردان و تا ۱۹۲۸ زنان حق رأی نداشتند. در نیوزیلند از ۱۸۹۳ حق رأی اعطا شد. در ایران در ۱۲۸۵ش/۱۹۰۶ در انقلاب مشروطه مردان از حق رأی برخوردار شدند. در ۱۳۴۲ش/۱۹۶۳ به زنان نیز حق رأی داده شد. امروزه به موجب قانون کلیۀ زنان و مردان ایرانی حق رأی دارند و حداقل سن رأی ۱۵ سال تمام است.
💡 نان همیشه نقش مهمی در خانواده و جامعه داشتهاند. در تاریخ اولیه مالدیو، غیر معمول نبودن زن به عنوان سلطان یا حاکم بود و گفته میشود که این جامعه زمانی یک ماتریس بود. در حالی که برخی از کشورها در طول قرن بیستم جنبش حق رایگیری داشتند و کشورهایی مانند سوئیس و پرتغال فقط در دهه ۱۹۷۰ حق رأی دادن به زنان را داشتند، این نکته حائز اهمیت است که مسئله چنین حقوقی برای زنان حتی در مالدیو مطرح نشده بود.
💡 با برقراری جمهوری وایمار زنان حق رای بهدست آوردند و همزمان حق کاندیداتوری در انتخابات نیز بهدست آوردند. در انتخابات مجلس مؤسسان ۷۸٪ زنان واجد شرایط در انتخابات شرکت کردند و ۹/۶٪ نمایندگان انتخاب شده نیز از زنان بودند. با این وجود حتی در دهه ۲۰ هم تعداد زنان نماینده رایشستاگ بسیار کم بود و زنان به ندرت به مقامات بالای حزبی میرسیدند.
💡 با این وجود، شکوفایی لیبرالیسم و پیشرفتهای سیاسی در اروپا حتی بیشتر از چیزی بود که مد نظر انقلاب ۱۸۴۸ میلادی بود. انقلابها در سراسر امپراتوری اتریش، ایالتهای آلمانی و ایتالیا گسترش یافت. دولتها به سرعت سرنگون شدند. لیبرال ناسیونالیستها خواستار قانونهای اساسی نوشته، انجمنها و مجلسهای نمایندهای، حق رایهای بیشتر و گستردهتر و آزادی مطبوعات بودند.
💡 مبحث حقوق زنان معمولاً شامل - و نه منحصر به - این موارد میشود: تمامیت بدنی و خودمختاری، حق رای، حق کار، حق دستمزد برابر به خاطر کار برابر. حق مالکیت، حق تحصیل، حق شرکت در ارتش، حق مشارکت در قراردادهای قانونی و در نهایت حقوق سرپرستی، ازدواج و مذهبی.