حطی
لغت نامه دهخدا
حطی. [ ح ُطْ طی ] ( اِخ ) نام سومین صورت از صور هشتگانه حروف جمل.
- حاء حطی؛ حاء جیمی یعنی ح مقابل هاء هوز یعنی هاء دوچشم.
حطی. [ ؟طی ی ] ( اِخ ) لقب پادشاه حبشه که در قدیم به نجاشی ملقب بود. ( ذیل اقرب الموارد از مقریزی ).
حطی ٔ. [ ح َ ءْ ] ( ع ص ) مرد فرومایه. ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ) ( آنندراج ).
فرهنگ عمید
= ابجد
فرهنگ فارسی
( اسم ) سومین ترکیب تذکاری از حروف ابجد که شامل (( ح ) ) (( ط ) ) و (( ی ) ) است.
مرد فرومایه
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:ابجد
جمله سازی با حطی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از ابجد اندیشه یا رب تو بشو لوحم در مکتب درویشان خود ابجد و حطی نی
💡 پشت سر اوفتادهٔ فلکم نقص حطی و جرم کلمن نیست