لغت نامه دهخدا
حسین سلامی. [ ح ُ س َ ن ِ س َ ] ( اِخ ) ابن احمد بیهقی مکنی به ابوعلی. او راست: «ولات خراسان » و «نتف الطرف ». ( معجم الادباء ج 1 ص 118 ).
حسین سلامی. [ ح ُ س َ ن ِ س َ ] ( اِخ ) ابن احمد بیهقی مکنی به ابوعلی. او راست: «ولات خراسان » و «نتف الطرف ». ( معجم الادباء ج 1 ص 118 ).
ابن احمد بیهقی مکنی بابوعلی اوراست ولات خراسان و نتف الطرف