جیوب
مترادفها
جیبها، حفرهها
لغت نامه دهخدا
جیوب. [ ج ُ ] ( ع اِ ) ج ِجَیب. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ):
جیوب لباسات همچون مشارق
چو اذیال کآمد بپوشش مغارب.نظام قاری.رجوع به جیب شود.
فرهنگ عمید
=جِیب
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع گجیب گریبانها.
جمله سازی با جیوب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کشیده در طرب احباب دولت تو ذیول دریده از تعب اعدای دولت تو جیوب