لغت نامه دهخدا
جیب دار. ( نف مرکب ) لقبی و شغلی و منصبی در زمان قاجاریه که خرج های غیردولتی شاه بدست او بود. وظیفه ای در دربار ناصرالدین شاه. آنکه انعامات شاه به او حوالت شود. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
جیب دار. ( نف مرکب ) لقبی و شغلی و منصبی در زمان قاجاریه که خرج های غیردولتی شاه بدست او بود. وظیفه ای در دربار ناصرالدین شاه. آنکه انعامات شاه به او حوالت شود. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
لقبی و شغلی و منصبی در زمان قاجاریه که خرج های غیر دولتی شاه بدست او بود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سنبل اندر جیب داری یاسمن در آستین عود و صندل در میان یا مشک و عنبر در کنار
💡 آواز آمد که: یا ابراهیم! آنچه در جیب داری بیرون انداز تا آنچه در غیب است ما بیرون آوریم.
💡 پیشه کردی بامدادان ساحری و دلبری دلبری در جیب داری ساحری در آستی