جواهر نگار

لغت نامه دهخدا

جواهر نگار. [ ج َ هَِ ن ِ ] ( ص مرکب ) جواهرنشان. مرصعبجواهر. که در آن گوهرها نشانده باشند:
همه زین زرین یاقوت کار
کفل پوشهای جواهرنگار.نظامی.

فرهنگ عمید

=جواهرنشان

فرهنگ فارسی

جواهر نشان مرصع بجواهر

جمله سازی با جواهر نگار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بیاد لعل و هر لحظه چشم من فصلی برین دو جلد جواهر نگار بنویسد

💡 به یاد لعل تو هر لحظه چشم من فصلی بدین دو لعل جواهر نگار بنویسد

متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز