لغت نامه دهخدا
( جمالیة ) جمالیة. [ ج ُ لی ْ ی َ ] ( ع ص ) مؤنث جمالی: ناقة جمالیة؛ شتر استوارخلقت مانند شتر نر. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). ناقه ای که بر خلقت جمل بود. ( مهذب الاسماء ).
( جمالیة ) جمالیة. [ ج ُ لی ْ ی َ ] ( ع ص ) مؤنث جمالی: ناقة جمالیة؛ شتر استوارخلقت مانند شتر نر. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). ناقه ای که بر خلقت جمل بود. ( مهذب الاسماء ).
مونث جمالی ناقه جمالیه شتر استوار خلقت مانند شتر نر ناقه که بر خلقت جمال بود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آرامگاه او در بروجرد به نام جمالیه، معروف است.
💡 جمالیه نام شهر و شهرستانی در استان دقهلیه مصر است.