جلو صحنه
مترادفها
پیشصحنه
متضادها
پشت صحنه
فرهنگستان زبان و ادب
{apron , forestage} [هنرهای نمایشی] پیش آمدگی صحنه از پرده تا لبۀ صحنه که گاه تا روی چال سازگان (orchestra pit ) امتداد دارد
جمله سازی با جلو صحنه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در جلو صحنه سمت چپ، پیادهرویی وجود دارد، که دور باغهای میدان لامارتین قرارگرفتهاست. گودالی که در سمت چپ تا خیابان مون ماژور و به سمت پلها ادامه یافته برای نصب لولههای گاز است، که موجب شد بعدها ون گوگ در گالری هنریاش هم چراغ گاز نصب کند.
💡 بازیگر اصلی فیلم با اقتدار تمام وارد جلو صحنه شد و با نگاهی نافذ، تمام توجه تماشاگران را به داستان پیچیده زندگی خود معطوف کرد.
💡 در بحثهای سیاسی اخیر، برخی سیاستمداران تلاش میکنند تا با جنجالآفرینی، خود را در جلو صحنه قرار دهند و توجه افکار عمومی را جلب کنند.
💡 کارگردان از تمامی هنرنماییهای بازیگران خواست تا در جلو صحنه با تمام توان خود، احساسات شخصیتها را به درستی به مخاطبان منتقل کنند.