لغت نامه دهخدا
جلنار. [ ج ُل ْ ل َ ] ( معرب، اِ ) گل انار. معرب گلنار است و یکی آن جلنارة است. ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ).
جلنار. [ ج ُل ْ ل َ ] ( معرب، اِ ) گل انار. معرب گلنار است و یکی آن جلنارة است. ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ).
گل انار.
( اسم ) گلنار
💡 آن یکی در پویه از کیمخت ریزد در ناب وین یکی در حمله بر کافور ساید جلنار
💡 ساقی بیا که امشب ساقی به کار باشد زان ده مرا که رنگش چون جلنار باشد