جست وجوگر
مترادفها
جویا، پوینده، طالب، بازجو
فرهنگستان زبان و ادب
{searcher} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] کسی که عمل جست وجو را، به ویژه در محیط وب، انجام می دهد
جمله سازی با جست وجوگر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 با ترويج صحيح اين سير مطالعاتى و با تاءمل و تدبر انديشمندانه، به دور ازدستپاچگى و جنجال هاى مخرب و ضدكيفيت، به آرامى و دقت مى توان بهنسل جديد اين جامعه اسلامى، طعم شيرين انديشيدن بر اساس تفكراصيل اسلامى را آموخت و ذهن جوان و جست وجوگر وى را بهمسائل عميق و زيباى اسلامى سوق داد، تا روح آشفته و متكثر خويش را در درياى بيكرانمعارف اسلامى شست شو دهد و با رهايى از پرسش هاى آزارنده فكرى و روحى و گرايشهاى گيج كننده و پرفراز و نشيب گروهى و تشكيلاتى در آستان بى اضطراب آموزه هاىخالص اسلام عزيز به فيض آرامش و ثبات و رشدنائل آيد.
💡 آن جست وجوگر جسور با تجهیزات کامل به دل جنگلهای انبوه رفت تا گونههای جدیدی از گیاهان و حیوانات را برای علم کشف کند.
💡 هر جست وجوگر واقعی میداند که برای رسیدن به حقیقت و کشف ناشناختهها، باید با سختیها و چالشهای بسیار زیادی در مسیر خود روبرو شود.
💡 تیم جست وجوگر در منطقه کوهستانی، با استفاده از نقشههای دقیق و تجهیزات پیشرفته، موفق شدند ردپای گمشدگان را در میان برفها پیدا کنند.