جان پذیر

لغت نامه دهخدا

جان پذیر. [ جام ْ پ َ ] ( نف مرکب ) پذیرنده جان. آنکه یا آنچه جان در آن جایگزین شود. تن. بدن:
دگر باره پرسید هندوی پیر
که جان چیست در پیکر جان پذیر.نظامی.

فرهنگ فارسی

پذیرنده جان

جمله سازی با جان پذیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به جان پذیر نه از دیده زخم او، خسرو که عاشقی نبود زخم بر سپر خوردن

💡 دل درانداز و جان پذیری کن یک زمانش لگام‌گیری کن

💡 ای خوشا آن دل کان دو زلف جان پذیر بر در و دیوارش افشاند عبیر

💡 گر بیاد مهر او صورت بسنگ اندر کنی بی گمان از یاد مهرش جان پذیر آید صور

💡 ای ملک مرده از نفس شاه جان پذیر وی دهر خسته دامن شه گیر وکام یاب

💡 نسیم خلقت اگر بگذرد بچین نه عجب که جان پذیر شود دردیار چین سترنگ

فروردین یعنی چه؟
فروردین یعنی چه؟
رگبار یعنی چه؟
رگبار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز