جام گوهری

لغت نامه دهخدا

جام گوهری. [ م ِ گ ُ هََ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) جامی که از گوهر ساخته شده. جام منسوب به گوهر. || کنایه از پیاله بلوری. ( برهان ). پیاله حلبی و مانند آن. ( آنندراج ). || کنایه از لب و دهان معشوق. ( برهان ) ( آنندراج ):
صبحدم آب خضرنوش از لب جام گوهری
کز ظلمات بحر جست آینه سکندری.خاقانی ( دیوان چ سجادی ص 419 ).|| لعل.

فرهنگ فارسی

جامی که از گوهر ساخته شده

جمله سازی با جام گوهری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 صبح‌دم آب خضر نوش از لب جام گوهری کز ظلمات بحر جست آینهٔ سکندری

💡 بس پر بهاست عمر و لیکن شکسته به آن جام گوهری که درو خون خود خورم

💡 من در خمار بودم و آن لعل میفروش من تشنه کام و بر کف او جام گوهری

💡 چون شود تشنه ز جام گوهری آبش از سرچشمه ی خضر آوری

💡 در جام گوهری ز خزف ریز آب نار چون آتش ترای لب لعلت چو ناردان

تازیانه یعنی چه؟
تازیانه یعنی چه؟
صنعت یعنی چه؟
صنعت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز