ثناگفتن
مترادفها
ستودن، تمجید کردن، سپاس گفتن، مدح گفتن
متضادها
نکوهیدن، مذمت کردن، سرزنش کردن، دشنام دادن
لغت نامه دهخدا
ثناگفتن. [ ث َ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) مدح گفتن. ستایش کردن. بستودن. حمد گفتن. مدح کردن. اثناء. استثناء:
منت با این همه ثنا گویم
در جهان تا همی ثناباشد.مسعودسعد.
جمله سازی با ثناگفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به دعا ختمکنم درج ثنا راکه مراست در ثناگفتن آن ذات نهان تنگ مجال
💡 سَخی شود به رضا جستن تو طبع بخیل غنی شود به ثناگفتن تو مرد فقیر
💡 در لحظات دشوار زندگی، انسانها معمولاً به ثناگفتن و شکرگزاری برای آنچه دارند روی میآورند تا آرامش درونی خود را دوباره به دست آورند.
💡 اشعار عرفانی بزرگان، سرشار از عبارات بسیار زیبا برای ثناگفتن در برابر زیباییهای هستی و تجلی قدرت خداوند در تمام ذرات جهان است.
💡 او در سخنرانی خود، ضمن ثناگفتن از تلاشهای بیوقفه کارگران، از اهمیت رعایت نکات ایمنی در محیطهای صنعتی پر تاکید و مکرر بود.