لغت نامه دهخدا
تیزگفتار. [ گ ُ ] ( ص مرکب ) بی باک و گستاخ در سخن. دلیر و جسور در گفتن مطلبی:
بدین برز بالای این پهلوان
بدین تیزگفتار و روشن روان.فردوسی.رجوع به تیز و دیگر ترکیبهای آن شود.
تیزگفتار. [ گ ُ ] ( ص مرکب ) بی باک و گستاخ در سخن. دلیر و جسور در گفتن مطلبی:
بدین برز بالای این پهلوان
بدین تیزگفتار و روشن روان.فردوسی.رجوع به تیز و دیگر ترکیبهای آن شود.
بی باک و گستاخ در سخن دلیر و جسور در گفتن مطلبی
💡 نگه کرد رستم به بالای اوی برآن تیز گفتار پرخاش جوی