توبیش

لغت نامه دهخدا

توبیش. [ ت َ ] ( ع مص ) آشکار گردیدن درخش خدرگ به وزیدن باد بر آن: وبش الجمر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || درآویختن قوم در کاری از هر چیزی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). تعلق قوم در امری از هر مکان. || گرد آمدن جمیع قبائل مختلف برای جنگ. ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با توبیش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چگویم وصف تو توبیش از آنی که خود نعت و ثنای خویش خوانی

💡 والله که در هوای توبیش نیایدم گر صد هزار دل بودم همچو کو کنار

باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
اندیوال یعنی چه؟
اندیوال یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز