لغت نامه دهخدا
تهی پشت. [ ت ُ پ ُ ] ( ص مرکب ) کنایه از پوچ و بی مغز. ( آنندراج ). کاواک. میان تهی:
فلک از نعره کوس تهی پشت
گرفته گوش مهر و مه به انگشت.حکیم زلالی ( از آنندراج ).
تهی پشت. [ ت ُ پ ُ ] ( ص مرکب ) کنایه از پوچ و بی مغز. ( آنندراج ). کاواک. میان تهی:
فلک از نعره کوس تهی پشت
گرفته گوش مهر و مه به انگشت.حکیم زلالی ( از آنندراج ).
کنایه از پوچ و بی مغز کاواک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون شود از خار تهی پشت او قیمت آن را کشی از مشت او
💡 ما که با دست تهی پشت به دنیا کردیم لازم این همه زینب و اسباب نبود