تنیی

لغت نامه دهخدا

تنیی ٔ. [ ت َن ْ ] ( ع مص ) تنیئة. رجوع به همین کلمه شود.

جمله سازی با تنیی

💡 عریان تنیی هست درین معرکه بیدل این جامه‌ که تنگی ننماید به‌بر من