تنبیه شدن
مترادفها
مجازات شدن، تنبیه گشتن
متضادها
پاداش گرفتن، تشویق شدن
لغت نامه دهخدا
تنبیه شدن. [ تَم ْ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) آگاه شدن و سیاست شدن و بیدار شدن ازغفلت. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
چوب زدن و کتک زدن و سیاست کردن. یا آگاه کردن.
جمله سازی با تنبیه شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به مرور زمان او به تنبیه شدن عادت خواهد کرد و دیگر تنبیه بدنی هم اثری نخواهد داشت.
💡 کودک کوچک پس از اینکه متوجه شد قوانین خانه را زیر پا گذاشته است، از ترس تنبیه شدن توسط والدین خود بسیار مضطرب و نگران بود.
💡 در سیستمهای آموزشی قدیمی، برخلاف روشهای مدرن امروزی، دانشآموزان اغلب به دلیل اشتباهات کوچک خود با روشهای سختی برای تنبیه شدن روبرو میشدند.
💡 هیچ کارمندی دوست ندارد به دلیل اشتباهات غیرعمدی در گزارشهای مالی، با جریمه یا تنبیه شدن از سوی مدیر ارشد شرکت روبرو شود.