لغت نامه دهخدا
تنانی. [ ت َ ] ( ص نسبی ) به معنی جسمانی باشد چه تن بمعنی جسم هم آمده است. ( برهان ). بمعنی جسمانی، آنچه منسوب به جسم باشد مثل حواس عشره و قوای دیگر. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). جسمانی. ( ناظم الاطباء ). از تن +آن ( جمع ) + ی ( نسبت ) منسوب به کلمه جمع، نظیر خسروانی ( و در تازی: غضایری و جزایری ). ( حاشیه برهان چ معین ).
- تنانی در یابنده؛ حواس خمسه ظاهری و حواس خمسه باطنی را گویند. ( انجمن آرا ). حواس پنجگانه ظاهری و باطنی. ( ناظم الاطباء ).