لغت نامه دهخدا
تلخی چشیده. [ ت َ چ َ / چ ِ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) به معنی محنت دیده است. ( آنندراج ). سختی دیده. ( ناظم الاطباء ): هرکجا سختی کشیده و تلخی چشیده ای را بینی خود را به شره در کارهای مخوف اندازد. ( گلستان ).
تلخی چشیده. [ ت َ چ َ / چ ِ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) به معنی محنت دیده است. ( آنندراج ). سختی دیده. ( ناظم الاطباء ): هرکجا سختی کشیده و تلخی چشیده ای را بینی خود را به شره در کارهای مخوف اندازد. ( گلستان ).
بمعنی محنت دیده است.
💡 بسی شیرینی و تلخی چشیده ز دارالملک چین اینجا رسیده