تف باد

لغت نامه دهخدا

تف باد. [ت َ ] ( اِ مرکب ) سموم. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

سموم

جمله سازی با تف باد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دگر تف باد سپهر بلند بدان کشتمندان رساند گزند

💡 بخواص عفو در دل تف باد در سبویش بعیار روح در تن نم آب در روانی

💡 در چهره بی شرم، نشانی ز صفا نیست تف باد برآن رو که در آن آب حیا نیست

💡 تف باد بر دو رنگی دهر دنی حزین کامی که داده است به ناکام می برد