لغت نامه دهخدا
تغر. [ ت َ ] ( ع مص ) برجستن خون از رگ و جاری گشتن آن. || برجستن آب از درز مشک. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
تغر. [ ت َ ] ( ع مص ) برجستن خون از رگ و جاری گشتن آن. || برجستن آب از درز مشک. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
= ممرز
( اسم ) ممرز
تغر ( به ارمنی: Տեղեր ) ( به معنی: دارو )، یک روستا در ارمنستان است که در استان آراگاتسوتن واقع شده است. تغر در کیلومتری شمال آشتاراک، مرکز استان آراگاتسوتن واقع شده است.
تغر ۹۰ نفر جمعیت دارد و ۱٬۷۱۰ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است. در کیلومتری شمال آشتاراک، مرکز استان آراگاتسوتن واقع شده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 امیر عادل تغری تغان دریا دل که جان سپارد از دل همه سپاه ترا
💡 لذا راغب در مفردات مى گويد: غرور هر چيزى است كه انسان را مغرور سازد و بفريبد، اعماز مال و مقام و شهوت و شيطان، و اينكه به شيطان تفسير شده به خاطر اين است كه خبيثترين فريبندگان است. و اينكه بعضى آن را به دنيا تفسير كرده اند به خاطرفريبندگى دنياست چنانكه در نهج البلاغه مى خوانيم تغر و تضر و تمر: (مى فريبدو ضرر مى زند و مى گذرد!).