تصویرگونگی
مترادفها
تصویروار بودن، شبیهبودن
فرهنگستان زبان و ادب
{iconicity} [زبان شناسی] روابطی معنایی که در الگوی صوری تحقق یافته است
ویکی واژه
روابطی معنایی که در الگوی صوری تحقق یافته است.
جمله سازی با تصویرگونگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در همین راستا، نامآواها، رابطه بزرگی آوا، و فاصلهگیری، از نمونههای تصویرگونگی هستند.
💡 نمونههای اصلی تصویرگونگی، نامآواها هستند که همان کلماتی هستند که به تقلید از صداهای شنیده شده ساختهشدهاند، برای نمونه «قوقولیقوقو»، یا «چکاچک» شمشیرها، «چکه»، «جیرینگی» و غیره.