تزغو

لغت نامه دهخدا

تزغو. [ ت َ ] ( اِ ) ذخیره و آذوقه و تزقو. ( ناظم الاطباء ). بلوشه در شرح لغات و اصطلاحات جامعالتواریخ رشیدی این کلمه را معرب توسخوی مغولی و بمعنی نزل آورده است. رجوع به توضیحات بلوشه درج 2 ص 27 جامعالتواریخ رشیدی و ترغو در همین لغت نامه شود.

فرهنگ فارسی

ذخیره و آذوقه و تزقه.

جمله سازی با تزغو

💡 در آن مطبخ درافتادم که جان و دل کباب آمد من این گندیده تزغو را نمی‌دانم نمی‌دانم

کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
رویت یعنی چه؟
رویت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز