لغت نامه دهخدا
ترکان خدیو. [ ت ُ خ ِ ] ( اِ مرکب ) خدیو ترکان. شاه ترکان. امیر قوم ترک. فرمانروای ترکستان:
چو ارجاسب بشنید گفتار دیو
فرود آمد از گاه ترکان خدیو.دقیقی.
ترکان خدیو. [ ت ُ خ ِ ] ( اِ مرکب ) خدیو ترکان. شاه ترکان. امیر قوم ترک. فرمانروای ترکستان:
چو ارجاسب بشنید گفتار دیو
فرود آمد از گاه ترکان خدیو.دقیقی.
خدیو ترکان. شاه ترکان. امیر قوم ترک.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دگر ترک بد نام او هوش دیو پیامش فرستاد ترکان خدیو