ترددات

مترادف‌ها

فرکانس‌ها، بسامدها

لغت نامه دهخدا

ترددات. [ ت َ رَدْ دُ ] ( ع اِ ) کوشش و زحمات. ( ناظم الاطباء ).
- ترددات دنیویه؛ مشاغل دنیوی. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

( مصدراسم ) جمع تردد.
کوشش و زحمات. ترددات دنیویه مشاغل دنیوی.

جمله سازی با ترددات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 زنان در جریان انقلاب در زمینه‌های مختلفی فعالیت می‌کردند. «زنان در اشکال مختلف از قبیل جاسوس، گدا، پرستار و سر آشپز فعالانه عمل می‌کردند» «زنان در زمینه‌های جابجایی، ارتباطات و امور پشتیبانی به مردان رزمنده کمک می‌کردند، کاری که برای مردان به دلیل محدودیت‌هایی که در ترددات داشتند به‌سادگی مقدور نبود».

💡 مهندسان مخابرات برای تنظیم صحیح سیگنال‌ها، باید دقت بسیار زیادی بر روی محدوده ترددات مختلف رادیویی و اثرات تداخل آن‌ها در شبکه داشته باشند.

💡 سیستم‌های ناوبری ماهواره‌ای برای کارکرد صحیح و دقیق، به کنترل مستمر ترددات سیگنال‌های ارسالی از فضا به ایستگاه‌های زمینی در زمین نیاز مبرم دارند.

💡 تغییر ناگهانی در ترددات بی‌سیم می‌تواند باعث ایجاد اختلال گسترده در ارتباطات نظامی و مدنی شود، بنابراین مدیریت این طیف‌های فرکانسی بسیار حساس است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران