تر فروش

لغت نامه دهخدا

ترفروش. [ ت َ ف ُ ] ( نف مرکب ) کنایه از کسی است که بظاهر خود را خوب وانماید و بباطن بد باشد. ( برهان ) ( از فرهنگ رشیدی ) ( از انجمن آرا ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ):
کم شنیدم چو تو لتنبانی
ترفروشی و خشک جنبانی.سنائی.|| ریاکار و منافق و محیل و مکار و غدار و شریر. || خودبین. ( از ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

کنایه از کسی است که بظاهر بد را خوب وانماید و بباطن بد باشد. یا ریاکار و منافق و محیل و مکار و غدار و شریر.

جمله سازی با تر فروش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دور حاضر تر فروش و پر فن است کاروانش نقد دین را رهزن است