لغت نامه دهخدا
تخم کشتن. [ ت ُ ک ِ ت َ ] ( مص مرکب ) تخم کاشتن. رجوع به همین کلمه شود.
تخم کشتن. [ ت ُ ک ِ ت َ ] ( مص مرکب ) تخم کاشتن. رجوع به همین کلمه شود.
تخم کاشتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کسی کاو تخم کشتن پیشه دارد همیشه دل در آن اندیشه دارد