لغت نامه دهخدا
تحقیق شدن. [ ت َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) محقق گردیدن. بی گمان شدن. آشکارا شدن و به حقیقت پیوستن:
تحقیق شد که ناصرخسرو غلام اوست
آنکو بگویدش که دو گوهر چه گوهرند.ناصرخسرو.
تحقیق شدن. [ ت َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) محقق گردیدن. بی گمان شدن. آشکارا شدن و به حقیقت پیوستن:
تحقیق شد که ناصرخسرو غلام اوست
آنکو بگویدش که دو گوهر چه گوهرند.ناصرخسرو.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به خیالی نتوان غرهٔ تحقیق شدن گر همه حسن دمد آینه باور نکند