لغت نامه دهخدا
تحزیب. [ ت َ ] ( ع مص ) گردآوردن گروهها را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ). || وِرد کردن قرآن را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). تقسیم کردن قرآن به احزاب.
تحزیب. [ ت َ ] ( ع مص ) گردآوردن گروهها را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ). || وِرد کردن قرآن را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). تقسیم کردن قرآن به احزاب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بهر تحزیب بت علی را گفت پا به دوشم گذار مردانه