تبذر

لغت نامه دهخدا

تبذر. [ ت َ ب َذْ ذُ ] ( ع مص ) تبذر چیزی از دست کسی؛ پراکنده شدن آن. ( از اقرب الموارد ):
چو عمر دادی دنیا بده که خوش نبود
بصد خزینه تبذر بدانگی استقصا.خاقانی ( دیوان چ عبدالرسولی ص 5 ).|| زرد شدن و تغییر یافتن آب. ( از قطر المحیط ) ( آنندراج ). متغیر شدن و زرد گردیدن آب. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ).

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی لَا تُبَذِّرْ: اسراف نکن
ریشه کلمه:
بذر (۳ بار)

جمله سازی با تبذر

💡 و ات ذا القربى حقه و المسكين و ابن السبيل و لا تبذر تبذيرا(26)

💡 در عين حال (هرگز دست به تبذير نيالاى ) (و لا تبذر تبذيرا).

💡 آيات (26) تا (30): و ات ذا القربى حقه و المسكين و ابن السبيل و لا تبذر تبذيرا...