تامل گر
مترادفها
اندیشمند، متفکر، درنگکننده
متضادها
بیفکر، سطحی
فرهنگستان زبان و ادب
تأمل گر
{contemplator} [اعتیاد] فردی که در مرحلۀ تأمل قرار دارد
جمله سازی با تامل گر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 یک تامل گر شود صرف خیال نیستی ای بسا گردن که از بار گریبان بشکند
💡 یک تامل گر واقعی کسی است که پیش از هرگونه قضاوتی، سعی میکند تمام جنبههای مختلف یک موضوع پیچیده را با دقت بررسی کند.
💡 نویسنده در این کتاب با نقش یک تامل گر، به بررسی عمیق مسائل اجتماعی و فرهنگی جامعه پرداخته و سوالات مهمی را مطرح کرده است.
💡 برای رسیدن به آرامش درونی، لازم است که انسان به یک تامل گر تبدیل شود و بر افکار و احساسات خود به صورت مداوم نظارت کند.