بیهین
مترادفها
پست، فرومایه، حقیر، ناچیز
لغت نامه دهخدا
بیهین. ( ص نسبی ) بهین. ( السامی فی الاسامی ص 108 ). بهتر. || تندرو. ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با بیهین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نام قدیم سبزوار، بیهق است. بیهق را پیش از اسلام، «بیهه» یا بیهین یا بیهگ (یعنی جای نیکو یا بهترین ناحیه در این منطقه از مشرق ایران در عصر ساسانی) میگفتهاند. «بیهه» که میان نیشابور در مشرق و قومس در مغرب، واقع بودهاست، بر سر راه ابریشم (از چین تا مدیترانه) قرار داشته و به عنوان یکی از مراکز تمدنی ایرانی پیش از اسلام مخصوصاً در عصر اشکانیان و ساسانیان آباد بودهاست که بعدها آن را سبزوار خواندند.
💡 در متون ادبی و اشعار کهن، شاعر بارها از کلماتی استفاده کرده است تا از خداوند بخواهد که او را از هرگونه خطا و عمل بیهین دور نگه دارد.
💡 او هرگز اجازه نمیدهد که کسی در حضور او رفتار بیادبانه داشته باشد یا با کلماتی بیهین، به شخصیت و عزت نفس او آسیب بزند.
💡 برخورد با بزرگترها باید با احترام کامل باشد و هرگونه رفتار یا گفتار که منجر به عمل بیهین شود، از نظر اخلاقی بسیار ناپسند است.