بیغول

لغت نامه دهخدا

بیغول. [ ] ( اِ ) تخم کتان. ( فهرست مخزن الادویه ).

جمله سازی با بیغول

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز ایوان ره کاخ دیوان گرفتی به بیغول‌ها راندی از شارسان‌ها

💡 گرچه زندانست بیغول عدم لیک باشد بهر این باغ ارم

💡 شد درخشان عکسی از نور قدم رفت ظلمت تا به بیغول عدم