بیش خورد

لغت نامه دهخدا

بیش خورد. [ خوَرْدْ/خُرْدْ ] ( مص مرکب مرخم، اِمص مرکب ) خوردن بسیار. بسیارخواری. ( یادداشت مؤلف ):
چنین داد پاسخ که از بیش خورد
مگر آرزو بازگردد بدرد.فردوسی. || ( نف مرکب ) پرخور و شکم پرست. ( شرفنامه چ وحید ص 209 ):
که ایرانی از رومی بیش خورد.نظامی.

فرهنگ فارسی

خوردن بسیار. بسیار خواری. یا پرخور و شکم پرست.

جمله سازی با بیش خورد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دنیا عسل است و هرکه زو بیش خورد خون افزاید تب آورد نیش خورد

💡 دلم به روی تو مستسقی است بر لب آب که هر چه بیش خورد آب، تشنه تر گردد

💡 که ایرانی از رومی بیش خورد به قایم کجا ریزد اندر نبرد

💡 دنیا عنب است هر که ازو بیش خورد خون افزاید، تب آورد، نیش خورد

💡 دارای دین که از پی بوسیدن درش صد بار بیش خورد سلیمان سکندری

💡 هر آنکه بیش خورد کم زید بمعنی ازانک چراغ کشته شود چون بشدز حدروغن

تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز