بیاح
لغت نامه دهخدا
بیاح. [ بیا / ب َ ی ْ یا ] ( ع اِ ) شیشک. ماهی شیشک. ( مهذب الاسماء ). نوعی از ماهی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( دهار ) ( آنندراج ). نوعی از ماهی خرد به اندازه یک وجب و آن گواراترین ماهی است و گفته اند کلمه دخیل است. ( از ذیل اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
شیشک ماهی شیشک ٠ نوعی از ماهی ٠ نوعی از ماهی خرد بانداز. یک وجب و آن گواراترین ماهی است و گفته اند کلمه دخیل است ٠
جمله سازی با بیاح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بخشهای میانی تالاب که فاقد پوشش گیاهی است و بیشتر گیاهان شناور را در خود جایداده محل مناسبی برای تغذیه و استراحت جانوران آبزی بهخصوص پرندگان مهاجر است. از انواع پرندگان آبزی و کنار آبزی این منطقه میتوان به انواع مرغابی سانان، آبچلیک، حواصیل اردک سرسبز، عروس غاز، قو، باکلان، باکلان کوچک و آنقوت اشاره کرد. همچنین شنگ (جانور) (سگ آبی) تنها پستانداران آبزی تالاب، انواع دوزیستان، خزندگان، لاکپشت خزری، لاکپشت لاک نرم، انواع ماهیهای آب شیرین مثل بنی، شیربت، حمری و بیاح از دیگر آبزیان هستند که در زیستگاه بامدژ مشاهده میشوند.