لغت نامه دهخدا
بی غفلت. [ غ َ / غ ِ ل َ ] ( ص مرکب ) که غفلت نکند. بدون غفلت و بی خبری. هوشیار:
گیتی بسان خاطر بی غفلت
پر نور نفع و خیر ازیرا شد.ناصرخسرو.رجوع به غفلت شود.
بی غفلت. [ غ َ / غ ِ ل َ ] ( ص مرکب ) که غفلت نکند. بدون غفلت و بی خبری. هوشیار:
گیتی بسان خاطر بی غفلت
پر نور نفع و خیر ازیرا شد.ناصرخسرو.رجوع به غفلت شود.
که غفلت نکند. بدون غفلت و بیخبری. هوشیار.
💡 هیچ ذکری نگفته بی غفلت هیچ طاعت نکرده بی اکراه
💡 تمیز سعد و نحس دهر بی غفلت نمیباشد همین در شب توان دیدن اگر دارد نشان انجم