بی زهره

بی زهره به معنای عدم وجود زهر یا نداشتن خاصیت سمی است. این اصطلاح معمولاً در ادبیات فارسی و به‌ویژه در اشعار شاعران بزرگ استفاده می‌شود. ریشه این واژه به دو کلمه بی به معنای بدون و زهره به معنای زهر برمی‌گردد. از این رو، می‌توان آن را به عنوان نمادی از پاکی و خلوص در نظر گرفت. این عنوان در ادبیات فارسی به دلیل ارتباط آن با مفاهیم پاکی، عشق و زیبایی شناخته شده است. شاعران بزرگ ایرانی مانند حافظ و سعدی از این اصطلاح برای بیان احساسات عمیق و معانی پیچیده استفاده کرده‌اند. این عنوان می‌تواند نمادی از عشق بی‌غرض و خالصانه باشد و به همین دلیل در ادبیات فارسی جایگاه ویژه‌ای دارد. بی زهره تنها به شعر محدود نمی‌شود و در دیگر هنرها نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد. در نقاشی، موسیقی و حتی تئاتر، هنرمندان می‌توانند از این مفهوم برای بیان احساسات و عواطف خود استفاده کنند. به عنوان مثال، یک نقاش می‌تواند تصویری از زیبایی خالص و بدون زهر را به تصویر بکشد که بیانگر مفهوم بی زهره باشد.

لغت نامه دهخدا

بی زهره. [ زَ رَ / رِ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + زهره ) فاقد زهره. رجوع به زهره شود. || بی جرأت. جبان. ترسو:
اگر چه دزد با صد دهره باشد
چو بانگش برزنی بی زهره باشد.نظامی.|| بی حمیت و بی شرم. ( آنندراج ). بدون تعب و خجلت. || خوش خلق. || صبور و بردبار. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

فاقد زهره ٠ یا بی جرات ٠ جبان ٠

جملاتی از کلمه بی زهره

اگر تو نترسی ز گردون نه ترسد جوان مرد گردی ز بی زهره زالی