بکثرت
مترادفها
به فراوانی، بسیار، به مقدار زیاد
متضادها
به قلت، به کمی، به اندک
لغت نامه دهخدا
بکثرت. [ ب ِ ک َ رَ ] ( ق مرکب ) بطور فراوانی و بسیاری. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به کثرت شود.
فرهنگ فارسی
بطور فراوانی به بسیاری.
ماخوذ از تازی بور فراوانی و بسیاری
جمله سازی با بکثرت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون آکهیی نبینم از توحیدت سودی نکند بکثرت و تفریدت
💡 بکثرت اتحادی آمد از وصل تفرق وحدتش هم یافت از فصل
💡 سپاهی ز هیبت چو امواج دریا گروهی بکثرت چو اعداد اختر
💡 بکثرت جلوه گر ذات الاحد دید احد کی دیده صاحب رمد دید
💡 گه یار دوست باشی اندر مقام وحدت گه دشمنی بکثرت خونخوار مینمائی