بومهین
لغت نامه دهخدا
بومهین. [ م َ ] ( اِ ) بومهن. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به به بومهن شود.
فرهنگ عمید
= بومهن
فرهنگ فارسی
( اسم ) زمین لرزه زلزله
جمله سازی با بومهین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خاندانهای ملوک آربانی را ز بن برفکند آسیبآنان چون دمنده بومهین