بهدیه

مترادف‌ها

هدیه، پیشکش، عطیه

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
ب (۲۶۴۹ بار)هدی (۳۱۶ بار)
هدیه را چنانکه از مفردات به دست می‏آید از آن هدیه گویند که لطف و مرحمتی است از بعضی به بعضی. من تحفه‏ای به آنها خواهم فرستاد تا ببینم فرستادگان با چه برمی گردند.

جمله سازی با بهدیه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 حسن بصری را گفتند فلان ترا غیبت کرد، طبقی حلوا فرستاد آن مرد را گفت شنیدم که همه حسنات خویش بمن فرستادی بهدیه، خواستم که ترا مکافات کنم بدان.

💡 بهدیه نخست آمد از ره چو راست زهر یک یکی بیضه ی مرغ خواست

💡 بهدیه چشم نزد دل رساند چو تحفه دل به سوی جان فرستد

💡 او در پایان مراسم جشن سالگرد ازدواج دوستان قدیمی خود، یک بسته هدیه بسیار زیبا، منحصر‌به‌فرد و گران‌قیمت برای آن‌ها با دقت بسیار زیاد تهیه کرد.

💡 هر کارمند در پایان سال مالی شرکت می‌تواند به عنوان بهدیه از مدیریت، پاداش‌های مالی یا هدایای معنوی و مادی متنوع دریافت کند.

💡 آن پیرمرد مهربان همیشه برای کودکان محله، در روزهای خاص سال، بهدیه‌های کوچک و شیرینی‌های خوشمزه تهیه می‌کرد تا آن‌ها را کاملاً خوشحال کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران