لغت نامه دهخدا
( بلولة ) بلولة. [ ب ُ لو ل َ ] ( ع اِ ) حال: کیف بلولتک؛ حالت چگونه است. ( منتهی الارب ) ( از ذیل اقرب الموارد از قاموس ). || طویته علی بلولته و بلوله؛ او را تحمل کردم با وجود عیب و بدی که در او بود. ( از ذیل اقرب الموارد ).
( بلولة ) بلولة. [ ب ُ لو ل َ ] ( ع اِ ) حال: کیف بلولتک؛ حالت چگونه است. ( منتهی الارب ) ( از ذیل اقرب الموارد از قاموس ). || طویته علی بلولته و بلوله؛ او را تحمل کردم با وجود عیب و بدی که در او بود. ( از ذیل اقرب الموارد ).
حال گویند کیف بلولتک یعنی حالت چگونه است ٠ یا گویند طویته علی بلولته و بلوله یعنی او را تحمل کردم با وجود عیب و بدی که در او بود ٠
بلوله ( به لاتین: Bolowleh ) یک منطقهٔ مسکونی در افغانستان است که در ولایت بامیان واقع شده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این پروژه اقتصادی پیامدهای سیاسی با خود به همراه داشت و کشورهای دخیل در این پروژه که خط بلوله از آنها عبور میکند درآمدهای سرشاری کسب کردند. عبور نکردن خط لوله از روسیه و ایران نیز تأثیر قابل توجهی در کاهش وابستگی جمهوری آذربایجان به این دو کشور داشت. علیرغم تغییر دولتها، تزلزلی در تعهد سه کشور دخیل به این پروژه ایجاد نشد.