بلوع

لغت نامه دهخدا

بلوع. [ ب َ ] ( ص، اِ ) بسیاربلعنده. || شراب. || اسم است دارویی را که بلعیده شود. ( از ذیل اقرب الموارد ). || قدر بلوع؛ دیگی فراخ شکم. ( منتهی الارب ). دیگ وسیع که هرچه درآن ریزند فروخورد. ( از ذیل اقرب الموارد از تاج ).

جمله سازی با بلوع

💡 ادراری ـ تناسلی: بلوع زودرس (رشد بیضه‌ها، رشد آلت تناسلی، رشد موهای ناحیه زهار و زیر بغل، تغییر صدا، رشد موهای بدن)، تحریک بیش از حد (بزرگی تخمدان‌ها)، پارگی کیست‌های تخمدان (بعد از مصرف گونادوتروپین‌ها).

تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز