بلا قید

لغت نامه دهخدا

بلاقید. [ ب ِ ق َ / ق ِ ] ( از ع، ق مرکب ) ( از: ب + لا( نفی ) + قید ) بدون قید. بدون قید و شرط. ( فرهنگ فارسی معین ). مطلقاً: در نسخه ای که بر رسومات نوشته اند رسوم رادر تحت امیر آخورباشی مجملاً - بلاقید «جلو» و «صحرا»- تفصیل داده اند. ( تذکرةالملوک چ دبیرسیاقی ص 54 ).

فرهنگ فارسی

بدون قید و شرط: (( در نسخه ای که بر رسومات نوشته اند رسوم را د ر تحت امیر آخور باشی مجملا - بلاقید (( جلو ) ) و (( صحرا ) ) تفصیل داده اند بقرینه ظاهر میشود که آنچه از اصطبل دهند متعلق بامیر آخورباشی صحرا باشد. ) )

جمله سازی با بلا قید

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 معمولاً راهبردهای فرسایشی برای این که ملتی از جاه طلبی بی موردش دست بشوید، کافی است اما برای تسلیم کردنِ بلا قید و شرط وی، به‌طور کلی راهبردهای دیگر ضروری هستند.

منهدم یعنی چه؟
منهدم یعنی چه؟
مارمولک یعنی چه؟
مارمولک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز