لغت نامه دهخدا
بقری. [ ب َ ق َ ] ( اِ ) کارگاه جولاهه، و از رشیدی معلوم میشود که راچه، جولاهه باشد. ( غیاث اللغات ).
بقری. [ ب َ ق َ ] ( ص نسبی ) منسوب است به بقر، که بعضی به این نسبت اشتهار داشته اند. ( سمعانی ). || جوع البقری؛ جوع گاوی. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به جوع و جوع بقری شود.