بقری

لغت نامه دهخدا

بقری. [ ب َ ق َ ] ( اِ ) کارگاه جولاهه، و از رشیدی معلوم میشود که راچه، جولاهه باشد. ( غیاث اللغات ).
بقری. [ ب َ ق َ ] ( ص نسبی ) منسوب است به بقر، که بعضی به این نسبت اشتهار داشته اند. ( سمعانی ). || جوع البقری؛ جوع گاوی. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به جوع و جوع بقری شود.

فرهنگ فارسی

منسوبست به بقر که بعضی باین نسبت اشتهار داشته. یا جوع البقری.

جمله سازی با بقری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دوری، دیری، دیریشکی، دیرابون، رومتا، سردراف، سردشتی، سکرینی، شرانش، شیوز، شکفدل، شولی، صورکا، صوریا، عین بقری، قرولا، آغاجانیان، کانی ماسی، گرماوا،

جستجو یعنی چه؟
جستجو یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز