واژه «بَعْبَر» در زبان فارسی کهن و بر اساس گزارشهای لغوی، یک واژه صوتی است که برای تقلید آوای کبوتر به کار میرود و در اصل بیانگر صدای «بغبغو» یا آوای مخصوص این پرنده است. این واژه از نوع اسم صوتی محسوب میشود و بیشتر برای نشان دادن صداهای طبیعی و غیرکلامی در زبان به کار رفته است. در کاربرد اصلی، بعبر نه معنای مفهومی بلکه معنای آوایی دارد و هدف آن بازنمایی صدای کبوتر در زبان نوشتاری است. در متون ادبی کهن، گاهی از این واژه برای ایجاد تصویرهای شنیداری و فضاسازی طبیعی استفاده شده است. این نوع واژگان در زبان فارسی و عربی برای نزدیک کردن متن به تجربه حسی شنونده به کار میرفتهاند. بعبر از نظر ساختاری یک واژه تقلیدی است که به صورت مستقیم از صدای واقعی پرندگان الهام گرفته شده است. در برخی نمونههای ادبی، این واژه در کنار واژههای دیگر برای توصیف حالتهای اندوه، ناله یا صداهای پیوسته به کار رفته است. کاربرد آن بیشتر جنبه ادبی و تصویری دارد تا معنای مفهومی مستقل. در واقع، بعبر نشاندهنده تقلید صوتی از آوای کبوتر است که در زبان به صورت یک واژه ثبت شده است. بنابراین، «بَعْبَر» به معنای آوای کبوتر و صدای بغبغوی آن پرنده است که در متون کهن به عنوان واژهای صوتی و تقلیدی به کار رفته است.
بعبر
لغت نامه دهخدا
بعبر. [ ب َ ب َ ] ( اِ صوت ) آوای کبوتر. بغبغ. بغبغو کردن. ( دزی ج 1 ص 98 ).
جمله سازی با بعبر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بحق حرمت تو، خسروا و نعمت تو که عبرت از من بیچاره مانده بد بعبر
💡 کوششی کردی اندران موضوع که از آن ماند آسمان بعبر
💡 نبود عبرت بسیار تا ندانستم کنونکه دانستم زو بمانده ام بعبر
💡 تا... یه فرو رفت به آهستگی آن بار گفتا که ز کار تو بماندم بعبر بر